خداوند فریاد زدن به بد گویی را دوست ندارد، مگر از کسی‌ که به او ظلم شده باشد.



فاحشه جان سلام...

فاحشه جان سلام...
شنیده ام، تن می فروشی، برای لقمه نانی ؟ چه گناه كبیره ای…!
میدانم كه میدانی همه ترا " بد " می دانند،
وقتی از تو دفاع میکنم مسرور میشوم!!!
در دیاران زیادی كسانی را دیدم كه چوب حراج نه تنها به خودش که به تاریخ هم میزند . شال و کلاه میکند وبرای نان و نام خیلی مودبانه میرود به دیدار و دست بوسی در اقصی نقاط دنیا وپارلمانها و از همه چیز وطنش میگوید و عکس میگیرد و قول میدهد به جز خشونت حکومتی هر خشونت دیگری را تقبیح کند و مشهور است و خلاصه اسمش هم بدک نیست . یا سیاستمدار و یا فعال سیاسی !
شرفت با قوام باد ، كه اگر میفروشی از تن می فروشی نه از ارزشهای انسانی و حق و حقوق مردمت و...

جمهوری اسلامی ایران

جمهوری اسلامی ایران!!!!


قلم چرخید و فرمان را گرفتند ----- ورق برگشت و ایران را گرفتند
به تیتر «شاه رفت ِ» اطلاعات------- توجه کرده کیهان را گرفتند
چپ و مذهب گره خوردند و شیخان ---------شبانه جای شاهان را گرفتند
همه ازحجره‌ها بیرون خزیدند ----------- به سرعت سقف و ایوان را گرفتند
گرفتند و گرفتن کارشان شد ------------- هرآنچه خواستند آن را گرفتند
به هر انگیزه و با هر بهانه -------------مسلمان نامسلمان را گرفتند
به جرم بدحجابی، بد لباسی ------------- زنان را نیز، مردان را گرفتند
سراغ سفره ها، نفتی نیامد ------------- ولیکن در عوض نان راگرفتند
یکی نان خواست بردندش به زندان ---------- از آن بیچاره دندان را گرفتند
یکی آفتابه دزدی گشت افشاء ------------ به دست آفتابه داشت آن را گرفتند
یکی خان بود از حیث چپاول ------------ دوتا مستخدم خان را گرفتند
فلان ملا مخالف داشت بسیار ------------ مخالف‌های ایشان را گرفتند
بده مژده به دزدان خزانه --------------- که شاکی‌های آنان را گرفتند
چو شد در آستان قدس دزدی ------------- گداهای خراسان را گرفتند
به جرم اختلاس شرکت نفت -------------- برادرهای دربان را گرفتند
نمیخواهند چون خر را بگیرند ----------------محبت کرده پالان را گرفتند
غذا را آشپز چون شور میکرد ---------------- سر سفره نمکدان را گرفتند
چو آمد سقف مهمانخانه پائین ------------- به حکم شرع مهمان را گرفتند
به قم از روی توضیح‌المسائل -------------- همه اغلاط قرآن را گرفتند
به جرم ارتداد از دین اسلام ------------ دوباره شیخ صنعان را گرفتند
به این گله دوتا گرگ خودی زد --------- خدائی شد که چوپان را گرفتند
به ما درد و مرض دادند بسیار ----------- دلیلش اینکه درمان راگرفتند
مقام رهبری هم شعر میگفت ----------- ز دستش بند تنبان را گرفتند
همه این‌ها جهنم، این خلایق --------- ز مردم دین و ایمان را گرفتند...