در راستای حمایت از طرح انسان ساز تفکیک جنسیتی که توسط متفکران و نوابغ اسلامی جمهوری اسلامی ارائه گردیده است، بدین صورت مراحل جدید این طرح را جهت آگاهی مردم همیشه در صحنه و مؤمن اعلام میداریم.
۱)جدا سازی دانشگاهها به ۲ پردیس غربی و شرقی،که البته چون نظام اسلامی با مفاهیمی وابسته به شرق و غرب بیگانه است، واحد مرکزی حوزه جهت ارتباط اصلاح مدار و ایجاد تعادل در میان این ۲ واحد غربی و شرقی ایجاد میگردد.
۲)شهرها به ۲ واحد شمالی و جنوبی تقسیم میگردند.کلیه کارمندان زن با حقوق مادام العمر باز نشسته میشوند تا فساد و هرزگی جامعه را به تباهی نکشاند.نیمه شمالی شهر بخش مسکونی میباشد که محلّه به محله بین مردها و زنها تقسیم میشود. بخش جنوبی نیز مختص انجام امور اداری و اقتصادی میباشد که ۱۰۰ البته پر واضح است که تنها ورود آقایان آزاد است.لذا جهت پیشگیری از ورود هر گونه موجود اناث و یا ذکور به ناحیه دیگری،چه انسان یا حشره،ماهی،خزنده و .... و هر نوع ۲،۴،۶،..... پای دیگر،دستگاههای بسیار مدرن جهت تشخیص مردانگی موجودات در کوتاهترین زمان ممکن نصب خواهد شد و در صورتی که عنصر ذکوری را در حال عبور از مرز و و ورود به بخش اناث تشخیص دهد با توپ لیزری اندام نرانگی را منهدم مینماید و اگر عنصر مونثی را در حال ورود به ناحیه مردان تشخیص دهد به علت فقدان هدف خارجی،خود ضعیفه را منهدم مینماید.
پر واضح است که جهت بررسی پیشنهادات و شکایت ، حضور واحدی بی طرف نیز ضروری میباشد که برادران حوزه در اینجا نیز این مسئولیت را به عهده دارند،فلذا ورود اناث به حوزه میانی بلا مانع میباشد.
۳)جهت فراگیری جدا سازی ابتدا کانالی به عرض ۲۰۰-۳۰۰ متر و عمق ۱۰۰متر از دریای خزر تا ساحل خلیج فارس حفر میکنیم و با آب دریای آزاد آنرا پر میکنیم،جهت جلوگیری از امکان تبادل انسان و هر نوع موجود نر،کانال را با برق فشار قوی و یا درّندهترین انواع تمساحهای آفریقا و کوسههای درّنده مسلح میکنیم(تغذیه این تمساح و کوسهها از گوشت افراد خاطی و معترضین به این قانون الهی میباشد) در بخش غربی کشور مردان و در بخش شرقی زنان ساکن میشوند و تهران به عنوان مرز خشکی محل احداث حوزه مرکزی میباشد.
حتما سطح آگاهی و اطلاعات عمومی را در مورد خطرات کانال تمساح و کوسه یا برق فشار قوی بالا میبریم زیرا اعتقاد داریم، آگاهی مادر ایمان است.
۴)در مرحله پیشرفته تر و پس از برقراری جامعه موعود جهانی اسلام،قارهها را در طرح جهانی، به چند گروه اصلی تقسیم میکنیم. قاره آسیا یا قاره النسا،قاره آفریقا یا قاره الرجال،قاره اروپا یا قاره الحوزه (قاره الطللاب)،قاره استرالیا به عنوان قاره الجماع (یا قاره اللقاح) در نظر گرفته شده است تا هم این طرح تهدیدی برای تداوم نسل بشر نباشد و هم به جهانیان و مغرضان ثابت کنیم که اسلام در مواقع لزوم و بدون مفسده، بسیار آگاه و روشن بینانه عمل میکند.
تبصره:همانگونه که مستحضر هستید به دلیل اینکه مسئولیتهای سنگینی در این طرح به دوش نهاد حوزه افتاده است، لذا جهت جبران،اولویت استفاده از امکانات قاره استرالیا با برادران حوزه میباشد.
۵)و در انتها قاره آمریکا،از آنجا که آمریکا قاره ای بی اصل و نسب و تاریخ و مظهر استکبار میباشدو همواره ما در اسلام به یک دشمن نیاز داریم تا علیه او شعار دهیم و اگر آمریکا نباشد تا به استکبار فحش دهیم ، دیگر خودمان هم به هیچ دردی نمیخوریم،فلذا همچنان این قاره به عنوان مقصد تمام فحشهای ما نقش ایفا میکند، و هیچ کاری به آنها نداریم و آنرا قاره الفحش یا قاره الکفار , قاره الترقی و الپیشرفت و به ما الچه ربطی مینامیم.
مطابق این تغییرات خداوند نیز تغییراتی هم راستا با این طرح را به اجرا گذاشته است.
۱)خداوند طبق بخش نامهای دستور دادند تا گیاهان هستی، اصلاح ساختار ژنتیک شوند، در نتیجه هیچ گیاهی نمیتواند همزمان هم عامل نرینگی و هم عامل مادگی در گردههای بهاری خود داشت باشد.
۲)لقاح گردههای گیاهان تنها توسط زنبورهای مورد تایید حوزه و با اخذ مجوّز صورت پذیرد.صد البته حوزه نیز اجازه لقاح را تنها در قاره لقاح صادر خواهد کرد
.۳)گیاهان حامل عامل نرینگی در قاره الرجال و گیاهان ماده در قاره النسا(آسیای سابق)پرورش مییابند.
۳)ستاره و سیارههای خورشید، ناهید،زهره و هر سیاره دیگری که اسمهای اناث چه اسلامی و چه غیر اسلامی دارند، مانکن و سبب فساد و عامل بیگانه شناخته شده و از منظومه شمسی و کهکشان راه شیری اخراج میگردند و باید ظرف ۴۸ ساعت کهکشان را ترک کنند.خورشید در صورتی که تعهد دهد که هرگز خود را خورشید ننامد و تنها به شمس راضی باشد اینبار بخشیده میشود.
۴)وعدههای خداوند در مورد بهشت و جهنم و زندگی پس از مرگ اصلاح میگردد.بدین صورت که دیگر بهشت و جهنمی در کار نمیباشد.بلکه تنها اخرت مردانه و اخرت زنانه خواهیم داشت.با این توضیح که این طرح با تقسیم جهنم به ۲ قسمت زنانه و مردانه صورت میپذیرد و ناحیه بهشت به عنوان دفتر مرکزی حوزه و طلاّب جهت رسیدگی و خدمت رسانی به انتقادات و پیشنهادت در نظر گرفته شده است.
در نهایت از آنجا که خود خداوند بسیار علاقه به این طرح نشان دادهاند،قصد تقسیم خود به ۲ ناحیه خداوندگار مردان و خداوندگار زنان داشتند که با استقبال و رضایت نهاد ولایت نیز مواجه شده است،تا حدی که مقام ولایت , خداوند را نماینده تام الاختیار خود در کائنات معرفی نمودهند.
فلذا این عمل صورت گرفته است و از این پس ما مسلمانان ۲ خداوند داریم که اگر چه احترام هر دوی آنها آنها واجب است ولی عبادت خداوند غیر همجنس برای بندگان،گناهی کبیره میباشد.
در نتیجه، تنها موجود واحد در هستی ولی فقیه میباشد که ایشان نیز مرد هستند پس در سلسله مراتب هستی، مرد بالاتر و با ارزش تر از زن و ولی فقیه اولی به خداوندان میباشد.