خداوند فریاد زدن به بد گویی را دوست ندارد، مگر از کسی‌ که به او ظلم شده باشد.



اگر هانیه فرزند خودت بود...

 


دو ساعد دست و سر او شکسته، آثار سوختگی و شلاق بر بدن نحیف هشت‌ساله‌اش دیده می‌شود. چهار روز است که هیچ غذایی نخورده. زخم‌های کهنه‌اش عفونت کرده‌اند، چون شکنجه‌گر روی آن‌ها را با پلاستیک می‌پوشانده است. "هانیه" با مادر معتاد و ناپدری‌اش در جنوب ابرشهر تهران زندگی می‌کن. دروز ۳۰ فروردین، دختربچه هشت ساله‌ای در اثر ضرب و شتم ناپدری خود به شدت مجروح و در بیمارستان بستری شد. ..پزشک معالجش گفته کسی که او را شکنجه داده نمی‌تواند خلق و خوی انسانی داشته باشد.

آنقدر خبر و عکس‌ها تکان دهنده بود که حرفی‌ برای گفتن ندارم. نوشته‌ای دیدم در این رابطه به قلم خانم سایه که در ادامه عینا می‌آورم. به امید روزی که زمین از حضور درندگان در لباس انسان پاک شود.

برای دخترم هانیه

 هانیه دخترک قشنگم می‌دونم که زیر بار اون همه شکنجه شادابترین روزها و لحظه‌های زندگیتو ازت دزدیدن!
 می‌دونم بجای این که از فرط شادی پای بکوبی در جلال یافتن دیدن زیبای‌ها ضجه‌های مخوف سر دادی!
 بمیرم برای دستان کوچکت که تاب در آغوش کشیدن عروسک پارچه‌ای که سالها در حسرتش بودی را نداشت!
روزهای کودکی ت را بی‌ رحمانه پر پر کردند!
 بمیرم برایت که آرزویت  لحظه‌ای آرام گرفتن از درد بود!
 دخترکم هزاران نفر در این دنیا هستند که حسرت داشتن دختر زیبای همچون تو را میخورند این دنیا همیشه سرد و سیاه و تاریک نیست
می‌دانم دیر شده و ثانیه‌ها حتا لحظه‌ای به عقب باز نمیگردند اما تو قوی باش ایمان داشته باش فرشته کوچک ایمان داشته باش که سرنوشتت چیز دیگریست و تو دیگر آزاری نخواهی دید
 دخترک قشنگ مادر‌ها اینگونه نیستند! نترس عزیزم من هم یک مادرم اما حتا لحظه‌ای طوری کودکم را نگاه نکردم که دلش بلرزد!
 نترس عزیزم هرکسی که نام مادر را بر دوش میکشد مادر نیست!
مادر آن کسی‌ نیست که تو را از رحمش متولد کرد مادر آن کسیست که تو را از قلب و روح و جانش به دنیا آورد!
نگران نباش دخترکم صورتت دوباره چون ماه زیبا خواهد شد دوباره دستهایت جان می‌گیرد از درد رها میشوی عزیزکم!
نترس گلم نترس عزیزم تو دوباره به دنیا خواهی‌ آمد دوباره شاداب خواهی‌ شد و عشق و امنیت را تجربه خواهی‌ کرد
 فرشته معصوم چشمهای درد آلودت را آرام بر هم بگذار‌! فردا که بیدار شوی حتما کسی‌ هست که با عشق تو را میپاید!
بخواب و رویای پری دریایی را ببین!
بخواب و خودت را در لباس فخیر سیندرلا تصور کن!
بخواب و درد را فراموش کن فرشته کوچک!
 بخواب کودکم! فردا روز بهتری است......
گلکم یادت باشه اینجا چشمهای هست که از دیدن بدن خون آلودت اشک ریخت
 قلبهای هست که از دیدن زخمهات خنجر خورد و تا استخوان سوخت
 دستهای هست که اگر چه از تو دور مانده اما برایت دعا می‌کند
بخواب عزیزکم بخواب و در دستان هیولای خواب سرسره بازی کن
 بخواب تا تو بخوابی همهٔ  ما بیدار میمانیم و نفس‌ها ی‌‌‌ت را شماره می‌زنیم...
بخواب پری کوچکم بخواب ما با تو هستیم و میمانیم.
 به سایه بودنم قسم به پاکی‌ احساس لطیف و مادرانه به حرمت اشکهای زلالی که بخاطر تو چکید حقتو از این دنیا میگیرم.
دوستت دارم عزیزم حالا آروم بخواب بخواب
منم رویاتو می‌سازم                                                                                          sayeh

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

به نظرتان: